160ديدگاه ابن قولويه روشن مىگردد.
اشكال: در اين مورد، از دو جهت، اشكال شده است. اول اينكه قدر متيقن از عبارت ايشان مشايخ بلاواسطه است، نه تمام مشايخ و راويان روايات. 1 دوم اينكه اصل استناد اين كتاب و بهتبع آن مقدمه آن، به ابنقولويه محل خدشه است؛ ولى با توجه به مشهور بودن كتاب 2 اطمينان عرفى به انتساب كتاب موجود به صاحب آن، عرفى به نظر مىرسد؛ هرچند چون از مشايخِ باواسطه محسوب مىگردد، وثاقت وى از اين طريق اثبات نخواهد شد؛
3. وقوع سهل در اسناد تفسير على بن ابراهيم: على بن ابراهيم نيز در مقدمه تفسير خود عبارتى دارد كه بيانگر وثاقت راويان روايات خود در تفسير است: «ما اخبارى را كه مشايخ و ثقات از كسانى كه خدا اطاعت و ولايتشان را واجب نموده و هيچ عملى جز با ولايت آنان قبول نمىشود (حضرات معصومين) نقل نمودهاند، ذكر خواهيم كرد». 3 مطابق اين عبارت، آنچه ايشان نقل نموده است رواياتى است كه مشايخ و ثقات از ائمه(عليهم السلام) نقل نمودهاند و اين خود شهادت عامى بر وثاقت تمام راويان روايات تفسير قمى است. يكى از راويان موجود در اين تفسير، سهل ابن زياد است كه در طريق سه روايت واقع شده است. 4
اشكال: ممكن است گفته شود: انطباق تفسير قمى موجود با تفسير على بن ابراهيم معلوم نيست؛ بنابراين دليل مطرحشده ثابت نيست. دراينصورت همان پاسخى كه درمورد كتاب كاملالزيارات داده شد، در اين مورد نيز مىتواند كارساز