104حكومت وقت و نيز وجود رويكردهاى سنتى و محافظهكارانه برخى مراجع و علماى با قدرت تشيع، باعث شدت و ضعف مبارزات شيعيان در دورههاى متفاوت بوده است. اما بههرحال، دولت عراق، شيعيان را از دسترسى و مشاركت فعالانه در قدرت محروم كرده بود.
علما براى استقلال عراق، همواره مخالف سلطه انگليس بودند. پس از فتواى جهاد آيتالله العظمى سيد محمدكاظم يزدى در پى اشغال عراق، و فتواى آيتالله العظمى ميرزا محمدتقى شيرازى درباره وجوب جنگ با انگليسها مرحله جديدى از تحولات فكرى و سياسى در عراق شروع شد كه به مبارزه مسلحانه و رويارويى عليه اشغالگران انگليس و انقلاب 1920م انجاميد.
بهدنبال فتاواى مجتهدان، جمعيت بسيارى آماده جنگ شدند. «علوى» مىگويد تعداد مجاهدان در بعضى از جبههها بيشتر از تعداد نظاميان ارتش عثمانى بود. بنابه گزارش تركها، در جبهه «الشعبيه»، 7600 نفر از تركها و هجده هزار رزمنده از مجاهدان عرب حضور داشتند. در منطقه «القرنه»، تعداد مجاهدان، چهل هزار نفر برآورد شده بود كه در سه جبهه حضور داشتند: جبهه مركزى، به رهبرى علمايى چون شيخالشريعه اصفهانى، مهدى حيدرى، مصطفى كاشانى، على داماد، عبدالرزاق حلو، و جبهه راست به رهبرى علمايى چون محمدسعيد حبّوبى، باقرحيدر، محسن حكيم، و جبهه چپ به رهبرى علمايى چون مهدى خالصى و فرزندش محمد خالصى، جعفر شيخ راضى، عبدالكريم جزايرى و عيسى كمالالدين. 1