90
اربعين در قرآن
در قرآن كريم واژه «اربعين» چهار بار به كار رفته است: در سورههاى احقاف، اعراف، بقره و مائده. در سه سوره اخير، موضوع آيات، داستان حضرت موسى (ع) مىباشد كه در اينجا واژه اربعين در داستان پرماجراى موسى (ع) مىپردازيم:
آن روز كه حضرت موسى (ع) بنىاسرائيل را از يوغ استبداد فرعون نجات بخشيد و در سرزمينى پر از نعمت و رحمت خداوندى ساكن شدند، موسى (ع) به فرمان پروردگار عازم كوه طور شد تا سى روز را براى مناجات و نيايش و گرفتن وحى در آن مكان مقدس بگذراند. موسى با وعده سى روز غيبت، برادرش هارون را به عنوان نماينده در ميان بنىاسرائيل معرفى كرد. آيه 142 سوره اعراف چنين مىفرمايد:
(وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ) ؛ و ما به موسى وعده سى شب را داديم و چون آن وعده به پايان رسيد، ده شب ديگر بر آن افزوديم تا سى را به چهل تكميل كرديم و موسى به برادرش هارون گفته بود كه تو جانشين من در ميان بنىاسرائيل باش و راه اصلاح را پيش گير و از پيروى مفسدان و تبهكاران بپرهيز.
در اين قسمت از داستان حضرت موسى (ع) عنايت ذات بارى تعالى را نسبت به عدد اربعين مىبينيم كه تأثير مدت نيايش و تكميل عبادت موسى در تعالى روح و تكامل جان آن پيامبر عظيمالشأن، بايد به «اربعين» ختم گردد، نه به «ثلاثين» و اين موضوعى است كه بايد بدان توجه داشت. همچنين در آيه 51 سوره بقره، سرگذشت انحراف بنىاسرائيل و شرح ماجراى گوسالهپرستى آنان را به عنوان ظلمى بزرگ در رسالت الهى موسى (ع) بيان مىفرمايد.
در آيات 20 تا 26 سوره مائده به گوشهاى ديگر از جهاد پىگير موسى (ع) اشاره نموده و از بنىاسرائيل خواسته تا با جباران و ستمگرانى كه در سرزمين مقدس فلسطين ساكنند و آن سرزمين مطهر را با رفتارهاى ناشايست خود آلوده ساختهاند، به جهاد و جنگ برخيزند؛ ولى آنان به نداى موسى چنين لبيك گفتند:
(قَالُوا يا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ) ؛ گفتند: اى موسى! مسلماً در آنجا مردمى زورگو و ستمگر قرار دارند، و ما هرگز