40سرسختانه و طاقتفرسا حق ايشان است! يعنى اين اكثريت طلبكار، هدفهايى را كه خود مشخص كرده بودند، يكسره از ياد مىبرد و مستضعفانى را كه با پشتيبانى آنان، حركت انقلابى خويش را آغاز كرده و به قدرت رسيده بودند، همه را به فراموشى مىسپارد.
هرگاه انقلابيون از تحقق اهداف والايى كه حسين بن على (ع) نشان داده و به خاطر آن پيامبران و رسولان و ائمه و عالمان و شهدا به مسلخ كشيده شدند، ناتوان گردد، بار همه مشكلات و سختىها بر عهده مستضعفين كه تنها ماندهاند، قرار مىگيرد؛ همان جماعتى كه تكيه و اعتمادشان بر عقيده و ايمان است و هيچ امكانات و سرمايهاى جز ايمان و شور انقلابى خود ندارد و همچنان كه گفتيم، اين شور انقلابى، شعلهاى است كه خاموش نمىشود و گرمايش به سردى نمىگرايد. آنها به آنچه دارند، قناعت مىكنند، بىآنكه نسبت به دنيا و حكومت دنيايى چشم طمع دوخته باشند.
مصيبت امام حسين (ع) در نگاه اين گروه، شعلهاى است كه سرد و خاموش نمىشود و حرارتى است كه فرو نمىنشيند. حسين (ع) در جان و دل اين مردم زنده است؛ از اين رو تا چشمانشان اشك دارد و راه و روش سيدالشهدا (ع) چراغ راه ايشان است، بر او مىگريند و سوگوارى مىكنند و چندان كه خون در رگهاشان جارى و در بدنهاشان توان و نيرو هست، در حقّش خونها بذل مىكنند تا بگويند در راه حسين (ع) و اهداف او جان خود را تقديم مىدارند و هر چه مىتوانند، در استمرار ياد و فكر او و گسترش علوم و معارفش مىكوشند.
و اينك همان مردم شيفته و عاشقاند كه رو به سوى دو بارگاه شريف دارند و در فاصله حرمين، پابرهنه هروله مىكنند تا نشان دهند كه در راه حسين (ع) و نهضت مقدسش، آمادگى هر حركتى در آنها هست و هرگز از پاى نمىنشينند.
حاكمان ستمگر در طول تاريخ كوشيدهاند تا با انواع مكر و نيرنگ، حركت مستضعفان در مسير سيدالشهدا (ع) را فرو بنشانند و پرتو نورانى انقلاب او را خاموش كنند؛ اما جز خسارت و زيان بهرهاى نبردهاند و برعكس، آتش اشتياق مردم به حسين بن على (ع) و نهضت روشنگرانه او را شعلهورتر نمودهاند. كار به جايى رسيد كه متوكل زمين كربلا را شخم زد و با خاك يكسان كرد تا آثار مرقد حسينى را به كلى نابود گرداند، كه البته به هدفش نرسيد و ناكام ماند.