372در برخى چادرها، عدّهاى از جوانان و افراد مسن باتجربه، زائران خسته را دعوت كرده و آنها را مشت و مال داده يا به پاها و بدن آنها روغنهاى مخصوص ماليده و ماساژ مىدادند تا خستگى راه از تنشان بيرون برود. خلاصه هر كس به هر شكل كه مىتواند، در كار خدمتگزارى به زوّار است و به اين خدمتگزارى افتخار مىكند و از خدا مىخواهد زائرى به او مراجعه كند يا اينكه دعوتش را براى پذيرايى و مهمانى بپذيرد.
در راه كه مىرفتيم، ديديم عدهاى از زائران امام حسين (ع) پياده از طرف مقابل، از زيارت امام برمىگردند و به طرف نجف در حركتند. گفتند: اينها زيارت را انجام داده و در حال بازگشت هستند؛ چون حضرت آيتالله العظمى سيستانى (دامت بركاته) فرمودهاند كسى كه از روز شانزدهم به بعد وارد كربلا شود، مىتواند زيارت اربعين را انجام دهد و بازگردد و لازم نيست تا روز اربعين در كربلا بماند.
پس از پيمودن چند كيلومتر، به دعوت روحانى سيدى براى صرف نهار به موكب ايشان رفته و با برنج و خورشت سادهاى پذيرايى شديم و سپس به راه ادامه داديم تا اينكه وقت اذان ظهر شد. به يكى از حسينههاى واقع در مسير وارد شديم و نماز را به جماعت اقامه كرديم. پس از نماز، گرفتيم مقدارى جدّىتر و سريعتر حركت كنيم تا براى نماز مغرب و عشاء به شهرك امام حسين (ع) كه در پانزده كيلومترى كربلاست برسيم. نزديك غروب گلدستههاى مسجد و ساختمان بسيار باشكوه و زيباى اين شهرك از دور نمايان شد. به محض رسيدن به شهرك، ديدم اين همان ساختمانى است كه حدود دو سال پيش با برخى دوستان از آن بازديد كرده بوديم و بحمدالله اكنون تكميل و مورد بهرهبردارى قرار گرفته است. نماز مغرب و عشاء را در همين حسينيه به جماعت خوانديم.
سپس براى گرفتن جايى براى استراحت، به مسؤول مربوطه مراجعه كرديم. ايشان با احترام و تواضع به ما گفت كه گنجايش اينجا پنجهزار نفر است كه پر شده و هيچ جاى