174اين گزارش را سيد محسن امين نيز آورده است 1و در جاى ديگر مىنويسد:
يزيد ناگزير چاره را در آن ديد كه هر چه زودتر پيامآوران عاشورا را از مركز فرمانروايى خود دور كند؛ چرا كه در دمشق ارتباط با نمايندگان و سفراى كشورهاى ديگر، بازرگانان داخلى و خارجى و مردمى كه از ساير شهرها مىآمدند، امكان بيشترى داشت و اين وضع به نفع دستگاه اموى نبود؛ لذا دستور داد تا اين چهرههاى رنجكشيده و مقاوم را با احترام و شكوه به مدينه بازگردانند. نعمان فرزند بشير انصارى با چند نفر ديگر كاروان را هدايت و همراهى مىكردند. برخى نوشتهاند كاروانيان از وى خواستند كه در راه بازگشت، از كنار مزار شهيدان بگذرند تا با اين عزيزان تجديد پيمان كنند. 2
آن عالم اهل تشيع و برخوردار از آگاهىهاى وسيع رجالى و تاريخى، در اثر ديگر خود كه در زمره منابع معتبر است، ماجراى آمدن جابر بن عبدالله انصارى را به كربلا، از كتاب «بشارة المصطفى» تأليف محمد بن ابىالقاسم طبرى كه فقيهى ثقه است، نقل كرده و ورود اسيران اهلبيت به كربلا را در موقع حضور جابر در آنجا، از عطيه كوفى نقل مىكند و با اين وصف، آمدن اسراى عاشورا را به كربلا در اولين اربعين نفى نكرده است. 3
مرحوم ملاّ مهدى مازندرانى در مجلس چهارم كتاب معروف خود، «معالى السبطين» ، ورود اهلبيت امام حسين (ع) در اربعين اول، به كربلا و ديدار آنان با جابر را گزارش كرده است. 4هاشم معروف حسينى، محقق لبنانى و از علماى معاصر شيعه به نقل از راويان سلف نقل مىكند:
يزيد، امام سجّاد (ع) را مخير كرد كه يا در شام بماند يا به مدينه بازگردد كه امام چهارم بازگشت به مدينه را برگزيد. فرزند معاويه آنان را مُهيا ساخت و كسى را براى مديريت كاروان، همراهشان كرد. آنان در طول مسير از راهنماى قافله خواستند كه از راه كربلا بگذرند و او پذيرفت. قبلاً جابر بن عبدالله انصارى و گروهى از بنىهاشم بار سفر به كربلا را بسته بودند و يك روز قبل از رسيدن اسيران به نينوا وارد شدند و در همان حال كه جابر و همراهان در ميان قبور شهيدان در رفت و آمد بودند، كاروان امام بر ايشان هويدا گرديد. راهنماى