132علت منع امام از مدينه (حرم پيامبر (ص)) و عدم استقرار در آن، اين بود كه يزيد براى عتبة بن ابىسفيان، فرماندار مدينه نوشته بود كه براى او از حسين بن على (ع) بيعت بگيرد و چون عتبه امام را در اينباره در فشار قرار داد، ايشان به ناچار مدينه را به مقصد مكه ترك گفتند. علت بازداشتن امام از ماندن در حرم الهى (مكه) اين بود كه وقتى امام از مدينه به ناچار خارج و به شهر مكه مشرف شدند، كارگزاران يزيد فرمان دستگيرى و كشتن آن حضرت را داشتند و امام كه نمىخواست حرمت اين شهر مقدس شكسته شود، آنجا را ترك گقت. 1
«وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ مَنَعَكَ مِنْ شُرْبِ ماءِ الْفُراتِ لَعْناً كَثِيراً يَتْبَعُ بَعْضُها بَعْضاً» ؛ و لعنت خداوند بر كسانى كه شما را از آب فرات بازداشتند؛ لعنتهاى فراوان كه هر كدام به دنبال ديگرى باشد.
در نامه ابنزياد به عمر بن سعد آمده است: «
أَنْ حُلْ بَيْنَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِهِ وَ بَيْنَ الْمَاءِ فَلَا يَذُوقُوا مِنْهُ قَطْرَةً» . عمر بن سعد با اينكه مىدانست اطاعت از ابنزياد، بهويژه تشنه نگاهداشتن امام و اهلبيت و ياران ايشان جرم بسيار بزرگى در پيشگاه الهى است ولى فرمان او را بىدرنگ عملى نمود. شيخ مفيد در اين باره مىنويسد:
فَبَعَثَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ فِي الْوَقْتِ عَمْرَو بْنَ الْحَجَّاجِ فِي خَمْسِمِائَةِ فَارِسٍ فَنَزَلُوا عَلَى الشَّرِيعَةِ وَ حَالُوا بَيْنَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِهِ وَ بَيْنَ الْمَاءِ أَنْ يَسْتَقُوا مِنْهُ قَطْرَةً وَ ذَلِكَ قَبْلَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ بِثَلَاثَةِ أَيَّام؛ 2
پس عمر بن سعد همان لحظه كه فرمان ابنزياد را دريافت كرد، عمرو بن حجاج را همراه 500 سوار اعزام كرد و آنها كنار شريعه فرات فرود آمدند و بين امام حسين و يارانش و آب حايل شدند و نگذاشتند حتى يك قطره از آن را بنوشند. اين ماجرا سه روز پيش از شهادت آن حضرت اتفاق افتاد.
اما امام حسين (ع) وقتى با سپاه حر كه 1000 اسب سوار بودند مواجه شد و آثار تشنگى را در آنها ديد، آب در اختيارشان نهاد و حتى به مركبهاى آنها نيز آب داد. 3عين كلام اباعبدالله (ع) به نقل از شيخ مفيد به قرار ذيل است:
«فَقَالَ الْحُسَيْنُ (ع) لِفِتْيَانِهِ اسْقُوا الْقَوْمَ وَ أَرْوُوهُمْ مِنَ الْمَاءِ وَ رَشِّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفا» ؛ امام به جوانهاى سپاه خويش فرمود: به آن قوم آب بدهيد و سيرابشان كنيد. معناى «رشقوا الخيل ترشيقاً» هم