106
3. فلسفه قيام عاشورا
درباره نهضت عاشورا تحليلهاى گوناگونى ارائه مىشود و اهداف مختلفى براى آن قيام خونين بيان شده است. آنچه در اين زيارتنامه مطرح است، «هدف هدايت و نجات و بيدارى امّت» است. آن حضرت در دعوت مردم به راه خدا و سنّت پيامبر (ص) و احكام قرآن چنان عمل كرد كه راه عذر و بهانه را بر همه بست و اتمام حجّت نمود:
«فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ، وَمَنَحَ النُّصْحَ» .
گاهى بيدارى جامعه و شكستن جوّ خفقان و مبارزه با بدعتها و انحرافها، «خون» مىطلبد. امام، خون قلب خويش را در راه خدا نثار كرد:
«وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فيك» ، با اين هدف كه مردم را از جهالت و گمراهى درآورد و فضاى حيرت و سرگشتگى را بشكند و تكليف بندگان خدا را روشن كند:
«لِيسْتَنْقِذَ عِبادَك مِنَ الْجَهالَةِ وَحَيرَةِ الضَّلالَةِ» . درباره عبرتهاى عاشورا و جهل و بىبصيرتى مردم بسيار سخن مىتوان گفت. وضع جامعه به گونهاى شده بود كه تنها خون مطهّر فرزند رسول خدا (ص) مىتوانست انقلابى ايجاد كند و زلزلهاى در اركانِ حكومت اموى كه بر پايه جهل مردم استوار بود، بيافكند.
4. شناخت چهره مخالفان
چه كسانى، با چه ويژگىهايى و با چه اهدافى به جنگ با امام حسين (ع) آمدند و دست به آن جنايت عظيم زدند؟ هدفشان چه بود كه جز با كشتن ثارالله به آن نمىرسيدند؟ در فراز بعدى، ويژگىهاى گروههاى ائتلافى بر ضدّ ولى خدا را - كه در حقيقت بروز بغض و كينههاى ديرينشان از صدر اسلام بود - ترسيم مىكند:
- فريب خوردگان دنيا:
«غَرَّتْهُ الدُّنْيا» ؛
- فروختن آخرت به بهاى ناچيز دنيا:
«وَشَرى آخِرَتَهُ» ؛
- هواپرستى: «وَتَرَدّى فى هَواهُ» ؛
- به خشم آوردن خدا و پيامبر و امام؛
- پيروى از منافقان و تفرقهافكنان و گنهكاران.