85روايات حاكى از اين واقعه 1 مستفيضاند، اما عبارت
«ذاك الى الامام» تنها در همين روايت و به صورت مرسل نقل شده است 2 و از حيث سندى حجيت ندارد. بنابراين نمىتوان با استناد به آنها، ثبوت هلال به حكم حاكم را اثبات نمود.
البته در ادامه خواهد آمد كه اين روايات در تأييد سيره ائمه(عليهم السلام) در تذكر به بدعتها و تحريفهاى اهل سنت، مىتواند اثبات كننده مشروعيت حكم حاكم به ثبوت هلال باشد.
دليل چهارم: روايت عبدالله سنان
برخى به اين حديث در خصوص اثبات هلال به حكم حاكم استناد كردهاند؛ چه اينكه در آن اميرالمؤمنين(ع) به عنوان حاكم اسلامى به ثبوت هلال حكم نموده است. 3 روايت چنين است:
عبْد اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ نَسِى حَمَّادُ بْنُ عِيسَى اسْمَهُ قَالَ صَامَ عَلِى(ع) بِالْكُوفَةِ ثَمَانِيَةً وَ عِشْرِينَ يَوْماً شَهْرَ رَمَضَانَ فَرَأَوُا الْهِلَالَ فَأَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِى اقْضُوا يَوْماً فَإِنَّ الشَّهْرَ تِسْعَةٌ وَ عِشْرُونَ يَوْماً. 4
عبدالله بن سنان از مردى كه حماد بن عيسى اسم او را فراموش نموده نقل كرده است كه حضرت امير(ع) در كوفه 28 روز از ماه رمضان را روزه گرفته بود كه هلال را ديدند، پس حضرت منادى را امر كرد كه مردم را خبر دهد كه يك روز از ماه را قضا كنند كه ماه بيست و نه روز است.