86ممكن است برخى با توجه به مبناى حجيت قولِ «اصحاب اجماع» در علم رجال، نقلِ «حماد بن عيسى» از رجل در روايت را معتبر بدانند، اما روشن نيست قائل «قال» چه كسى است؟ خود رجل است يا امام صادق(ع) و يا راوى ديگرى. بنابراين حديث اعتبارى ندارد.
اصولاً مدلول روايت آن است كه بعد از اينكه مردم در روز بيست و هشتم ماه رمضان، ماه را ديدند، حضرت على(ع) حكم كلى را بيان كرد كه ماه كمتر از 29 روز نمىشود؛ نه اينكه ايشان به ثبوت هلال حكم نموده باشند و روشن است كه روايت نقل مىكند حضرت امير(ع) نيز 28 روز روزه گرفته است و قضا شدن روزه روز اول ماه از امام با عصمت ايشان سازگار نيست و با نزول ملائكه در شب قدر بر ائمه(عليهم السلام) هم منافات دارد. علاوه بر اينكه سيره ائمه(عليهم السلام) بر روزه گرفتن ماههاى رجب و شعبان و در ادامه رمضان بوده است.
مگر آنكه گفته شود چه بسا حضرت امير (ع) روز اول ماه رمضان در مسافرت بوده و روزه نگرفته است؛ چرا كه روايت نقل فعل بوده و فعل لسان ندارد و ممكن است ايشان از هلال ماه با توجه به علم امامت آگاه بوده، ولى وظيفهاى براى اعلان عمومى نداشته است. در هر حال روايت، ربطى به مدعا ندارد.
دليل پنجم: سيره
اعتبار داشتن حكم حاكم از مسلمات عقلايى است و مردم در هر مذهب و ملتى، در امور دينى و عمومى خود به رئيس دين و مذهب مراجعه مىكنند. از جمله اين امور بحث اول ماه است و منعى هم از طرف شارع وارد نشده است. 1
باوجود اين حكم قضات و حكام اهل سنت به ثبوت هلال، دليل نمىشود كه اين