81مدعا كافى است. بنابراين اختيارات امام معصوم(ع) در دست فقها است و هر كارى كه امام بتواند انجام دهد، ايشان نيز مىتوانند انجام دهند. 1
البته تمام كلام در اين است كه ثابت شود يكى از شئون حكومتى ائمه(عليهم السلام) حكم به ثبوت هلال است تا بتوان از اطلاق اين ادله، حق حكم كردنِ فقيه در مورد آن را استفاده نمود و حال آنكه تمسك به اين عمومات و اطلاقات، در واقع تمسك به عام در شبهه مصداقيه است. بنابراين استناد به اين دليل براى حكم كردن به ثبوت هلال براى فقيه، تنها مىتواند به عنوان مؤيد دليل بعدى طرح گردد.
دليل دوم: صحيح محمدبن قيس
در اين حديث براى حاكم حقى ثابت شده كه مىتواند به ثبوت هلال حكم كند. 2روايت چنين است:
إِذَا شَهِدَ عِنْدَ الْإِمَامِ شَاهِدَانِ أَنَّهُمَا رَأَيَا الْهِلَالَ مُنْذُ ثَلَاثِينَ يَوْماً أَمَرَ الْإِمَامُ بِالْإِفْطَارِ وصَلَّى فى ذَلِكَ الْيَوْمِ إِذَا كَانَا شَهِدَا قَبْلَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَإِنْ شَهِدَا بَعْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ أَمَرَ الْإِمَامُ بِإِفْطَارِ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ أَخَّرَ الصَّلَاةَ إِلَى الْغَدِ فَصَلَّى بِهِمْ. 3
زمانى كه دو شاهد نزد امام شهادت دهند كه سى روز پيش هلال را ديدهاند و اين شهادت ايشان قبل از زوال شمس باشد، امام به افطار آن روز فرمان مىدهد و درآن روز نماز مىگذارد، و اگر شهادت ايشان بعد از زوال باشد، امام به افطار آن روز حكم مىكند، ولى نماز را تا فردا به تأخير اندازد و روز بعد با ايشان نماز مىگزارد.