23- در پنج مورد به معناى پيشوايان صالح آمده است: وَ اجْعَلْنٰا لِلْمُتَّقِينَ إِمٰاماً (فرقان: 74)، قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قٰالَ لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ (بقره: 124)، وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا وَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرٰاتِ وَ إِقٰامَ الصَّلاٰةِ (انبياء: 73)، وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا لَمّٰا صَبَرُوا وَ كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يُوقِنُونَ (سجده: 24)، وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوٰارِثِينَ (قصص: 5).
ب) تعريف اصطلاحى خلافت و امامت
عالمان و متكلمان شيعه و سنى، تعاريف گوناگونى از خلافت و امامت دارند. در اين جا به ذكر نمونههايى از اين تعريفها مىپردازيم:
يك - شيخ مفيد در تعريف امام مىگويد: «الامام هو الذي له الرئاسة العامة في امور الدين و الدنيا نيابة عن النبي(ص)» 1؛ «امام كسى است كه داراى رهبرى عمومى در امور دين و دنيا، به صورت نيابت از پيامبر(ص) مىباشد». در اين عبارت، «امام» با توجه به مقام امامت تعريف شده است و مقام امام، عبارت است از رهبرى عمومى مسلمانان در امور دينى و دنيوى آنان به نيابت از پيامبر اسلام(ص).
دو- سيد مرتضى، امامت را اينگونه تعريف مىكند: «الامامة رئاسة عامة في الدين بالاصالة لا بالنيابة عمن هو في دارالتكليف» 2؛ «امامت، رهبرى عمومى در زمينه دين، به صورت بالاصاله است؛ نه به صورت نيابت از كسى كه در سراى تكليف است».
در عبارت پيشگفته، امامت به رهبرى در دين تعريف شده است؛ ولى مقصود اين نيست كه امام فقط به مسائل عبادى و تبيين احكام دينى مىپردازد و در امور سياسى و اجتماعى جامعه دخالت نمىكند، زيرا مقصود از امامت در دين، اين است كه آنچه در قلمروى هدايت دينى قرار دارد، خواه امور عبادى باشد و خواه امور سياسى و اجتماعى، از شئون امام و در قلمروى امامت قرار دارد.