24از عبارت پايانى تعريف، اينگونه برداشت مىشود كه امامت، هم جنبه اصالى دارد و هم جنبه نيابى؛ به بيان ديگر امامت نسبت به كسانى كه در سراى تكليف و در عصر امام زندگى مىكنند، اصالى است و نسبت به پيامبر كه در سراى تكليف نيست، نيابى است. 1
سه - خواجه نصيرالدين طوسى مىنويسد: «الامامة رئاسة عامة في الدين و الدنيا بالاصاله في دار التكليف» 2؛ «امامت، رهبرى عمومى و بالاصاله در سراى دنيا در امور دينى و دنيوى است». عبارت «دارالتكليف»، قرينه اين مطلب است كه مقصود از امامت، رهبرى بالاصاله نسبت به غير پيامبر(ص) است؛ زيرا پيامبر در دار تكليف نيست. در اين صورت، امامت نسبت به پيامبر، بالنيابه است، نه بالاصاله و نسبت به ديگر مكلفان، بالاصاله است. بر اين اساس، قيد «بالاصاله»، رهبرى كسانى را كه به نيابت از امام رهبرى مىكنند، از تعريف خارج مىكند و قيد «فى دارالتكليف»، بيانگر نيابى بودن امامت نسبت به پيامبر(ص) است.
چهار- علامه حلى نيز در اين رابطه مىنويسد: «الامامة رئاسة عامة في الدين و الدنيا لشخص من الاشخاص نيابة عن النبي(ص)» 3؛ «امامت، رهبرى عمومى در دين و دنيا براى شخصى خاص بهعنوان نيابت از پيامبر است». فاضل مقداد نيز همين تعريف را برگزيده است و مىنويسد:
فهي رئاسة عامة في الدين و الدنيا لشخص إنساني خلافة عن النبي، فالرياسة جنس قريب و البعيد النسبة و بعمومها خرج ولاية قرية و قضاء، بلد و تعلّقها بالدين يخرج الملوكية، و بالدنيا يخرج القضوية و بقيد الشخص بالإنساني يخرج الملك و الجنّ لو أمكن، و بقيد الخلافة يخرج النبوّة لانطباق ما قبله عليها. 4