73همراه شد. 1
سفر حج، همواره براى ترك خدمت سلاطين، گريزگاهى مشروع بود. ركنالدين محمد خوافى (متوفاى 834 ه.ق) از دانشمندان بنام خراسان كه در هرات تدريس مىكرد، در جوانى به حج رفت و هنگام بازگشت، در شيراز مورد توجه شاه شجاع قرار گرفت و در آنجا ماندگار شد. وى كه تمايل بسيار براى برگشتن به زادگاهش (هرات) داشت و اين اجازه از طرف شاه به او داده نمىشد، به لطايفالحيل اجازه حج گرفت و از شيراز خارج شد. هنگام بازگشت از حجاز به هرات رفت و توانست اينگونه شيراز را ترك كند. وى ديگر به مجلس هيچ سلطانى آمد و شد نكرد. 2 سعدالدين تفتازانى، از علماى دربار آلكرت نيز به منظور سفر حجاز، از اقامت در هرات عذرخواست. 3 او در رد دعوت تيمور براى حضور در سمرقند، همين بهانه را آورد. اما چون تيمور دوباره حكم احضار وى را صادر كرد، نتوانست سرپيچى كند. 4
اميرعليشير (متوفاى 906 ه.ق) نيز بارها از سلطان حسين بايقرا اجازه خواست تا به حج رود. ولى سلطان به بهانه ناامنى راهها، خطرات سفر و... وى را بازمىداشت و اجازه نمىداد كه از قلمروى وى خارج شود. 5 هنگامىكه امير براى ترك امارت و دست كشيدن از كارهاى سياسى، منصب جاروكشى آرامگاه خواجه عبدالله انصارى را طلب كرد 6، سلطان گفت: «مادام كه شما در مملكت من توطن داشته باشيد، هر التماسى كه بفرماييد به عزّ اجابت مقرون است». 7 البته نگرانى سلطان بجا بود؛ چرا كه دانشمندان در