74آن زمان ارج و قرب بسيارى داشتند؛ به همين دليل تركمانان تمايل زيادى به جذب اين بزرگان، در مقابل دربار هرات، داشتند و پيوستن به دربار رقيب، چندان دور از ذهن نبود؛ همچنانكه علىبيگ، از امراى تركمان، هنگام امارت جعفربيگ، به دليل هراسى كه از وى داشت، به بهانه حجاز به مصر رفت و به ملك ظاهر پيوست. 1 شايد رد دعوت سلطان يعقوب ميرزا از طرف ميرزا محمد سلطان، معروف به كجيكميرزا كه پيشتر ماجراى سفر وى آورده شد نيز، ترس از اتهام و مؤاخذه شدن به خاطر حضور در دربار يعقوب ميرزا بود؛ بهخصوص كه وى به حالت قهر از هرات خارج شده بود. وى دليل امتناع خود را اينگونه بيان كرد:
چون من احرام طواف بيتالله الحرام بستهام، مناسب نمىدانم كه درين سفر به ملازمت هيچ مخلوقى قيام نمايم و دامن عرض خود را به غبار آستان پادشاهان عالم مجارى بيالايم. 2
از ديگر دلايل اجازه ندادن سفر حج به اميرعليشير اين بود كه سلطانحسين مىكوشيد زيارتگاهها را ارتقا دهد و زيارت قبور را جايگزين زيارت مكه كند. او نخستين كسى بود كه مراسم زيارت مزار شريف را شبيه مراسم حج اجرا كرد و در اين زيارت، مواردى مانند احرام و طواف گنبد را انجام داد. در حكم رسمى كه از سوى نائب او صادر شده بود، از اين زيارتگاه با عنوان «قبله خوشبختى همه مردمان و كعبه آمال عرب و غيرعرب» ياد شده است. با توجه به اينكه اهداف سلطان حسين در اصل ايدئولوژيكى نبود، بلكه بيشتر عملگرايانه بود، مىتوان ضرورى نبودن سفر مكه را از نظر او درك كرد. 3
در اين ميان، عدهاى واقعاً به قصد حجاز از امور ديوانى كناره مى گرفتند. سيد