56شجاع باشد و شاه محمود، حاكم اصفهان و ابرقو و سلطان احمد، حاكم كرمان باشد. اما شاه شجاع اين توافق را رعايت نكرد و به همين دليل در دوران طولانى سلطنتش، از سال 759 تا 786 ه.ق، مدام درگير جنگ با برادران و همسايگانش بر سر قلمرو، بهخصوص با جلايريان براى تصرف تبريز، بود. 1 وى در سال 770 ه.ق با القاهربالله محمدبنابىبكر، خليفه عباسى در قاهره، بيعت كرد. 2 وى همچنين وصيت كرد كه جسدش را در مدينه دفن كنند. به همين دليل در زمان حياتش، «مولانا غياثالدين كينى» را به مكه فرستاد تا خانقاهى جنب كعبه احداث كند و قطعه زمينى را براى مجاوران مرقد شاه بخرد و دويست دينار بابت اين كار به وى داد.
پس از مرگ شاه شجاع در سال 786 ه.ق، «امير اختيار الدين حسن قورچى» از كرمان آمد، جسد وى را به مدينه منتقل نمود و هداياى زيادى براى مردم مكه و مدينه مقرر كرد. 3 شاه شجاع در بستر احتضار به تيمور نامه نوشت و از او خواست فرزندانش را تحت حمايت گيرد. 4 با اينحال تيمور در يورش سه سالهاش به ايران، در سال 789ه.ق به آذربايجان رسيد و قلمرو آلمظفر را تصرف كرد. 5 او در يورش بعدى خود، تمام اميران و شاهزادگان مظفرى را كه اظهار انقياد و بندگى كرده بودند، در يك ضيافت شام، قتل عام كرد. 6
آل كرت
ملوك آلكرت، سلسلهاى از حاكمان غور بودند كه از سال 643 تا 788 ه.ق در هرات حكومت كردند. مورخان نسب آلكرت را از سلاطين سلجوقى مىدانند كه در