55را از دست «آلاينجو» درآوردند و به پاس اين خدمت، كرمان به امير مبارز الدين سپرده شد. 1 در سال 754 ه.ق كه اميرشيخ ابواسحاق توانسته بود بر شيراز مسلط شود، وى به شيراز حمله، و آن شهر را تسخير كرد. 2 وى همچنين در سال 756 ه.ق با تصرف شبانكاره، حكومت شبانكاره را برانداخت. 3 تصرف لرستان در سال 757 ه.ق، فتح قلمرو اتابكان لر كوچك 4 و تصرف اصفهان در سال 758 ه.ق، از ديگر فتوحات وى بود. سرانجام پسرانش وى را در سال 760 ه.ق، دستگير و از حكومت عزل و كور كردند. 5
امير مبارز الدين، پس از تسخير فارس، مىخواست عراق عجم و آذربايجان را نيز تصرف كند؛ به همين دليل در سال 755 ه.ق، قاصدى به مصر فرستاد و با ابىبكرالعباس، وكيل خليفه «المعتضدبالله»، بيعت كرد و به نام وى خطبه خواند و سكه زد. 6
امير مبارز الدين در سن چهل سالگى، از همه مناهى دست كشيد و در اجراى شعائر مذهبى و احكام دينى افراط مىكرد و براى هر جنگى، از علما حكم تكفير مىگرفت و خود را «شاه غازى» مىخواند 7 و «موعود مأته سابعه» لقب گرفت. 8 شكستن خمهاى شراب و اصرار او بر امربهمعروف و نهىازمنكر، باعث شد كه وى در شعرهاى حافظ، محتسب لقب گيرد. عبيد زاكانى نيز با نظم داستان موش و گربه، رفتارهاى متعصبانه و رياكارانه وى را به باد انتقاد گرفت. 9
پس از بركنارى امير، پسرانش اينگونه به توافق رسيده بودند كه پادشاهى از آنِ شاه