53مستقل در بغداد حكومت مىكرد. 1
پس از مرگ شيخ حسن در سال 757 ه.ق، «اويس» جانشين او شد. 2 در اين زمان، «جانىبيك قبچاقى»، با برانداختن حكومت ملك اشرف در آذربايجان، مدعى مقام ايلخانى بود. شيخاويس پس از دوبار لشكركشى توانست آذربايجان را در سال 761ه.ق تصرف كند. 3 مطيع كردن اميركاووس شروانشاه 4، سركوبى شورش خواجه مرجان در بغداد و تراكمه دياربكر، فتح موصل 5 و حمايت از شاه محمود براى دست يافتن به ميراث آلمظفر، اويس را مقتدرترين شاه جلايرى مىنماياند. وى، اگرچه نتوانست وارث ايلخانان گردد و لشكركشىهاى او به شرق با شكست مواجه شد، ولى توانست بر قسمت بزرگى از سرزمينهاى آنان، همچون بغداد، آذربايجان، اربل، موصل و شيروان حكم براند. 6
سلطان اويس، روابط خوبى با مصر داشت تا اينكه خواجه مرجان، حاكم بغداد، سر به شورش برداشت و رسولى نزد ملك اشرف، سلطان مصر فرستاد و از او در ازاى ضرب سكه و خواندن خطبه به نام وى، كمك خواست. اويس بلافاصله از ملك مصر خواست تا به خواسته خواجه مرجان كه فردى ياغى است، اهميتى ندهد. 7
سلطان اويس وصيت كرد پس از مرگش كه در سال 776 ه.ق اتفاق افتاد، پسر دومش، حسين بر تخت بنشيند. اما سلطان احمد، برادر حسين، پس از چند ماه وى را كشت. 8 نزاعهاى خانوادگى بر سر كسب قدرت، به قدرتمندى همسايگانى چون