49اين حكومتهاى كوچك كه برخىشان از دل شورشها بيرون مىآمدند، براى تثبيت اقتدار و حاكميت خود، خبرگانى در زمينه فنون ديوانى و مالى، و نيز تأييد شخصيتهاى مذهبى براى كسب مشروعيت خود، نياز داشتند. اما مهمترين دليل مشروعيت، داشتن تعلق به خاندان ايلخانى يا حكم از ايشان بود؛ زيرا پس از آنكه مغولان بغداد را فتح كردند، ديگر خليفه واحدى وجود نداشت و خلفاى تشريفاتى مصر هم قدرتى نداشتند. 1 بههمين سبب مجبور بودند يا دستنشاندهاى از خاندان ايلخانى را بر تخت بنشانند 2 يا قاصدى به مصر بفرستند و حاكميت خود را با تأييد خليفه عباسى در مصر، مشروعيت بخشند و به نام وى خطبه بخوانند. 3 ارطناء، نايب حكومت روم، پس از مرگ ابوسعيد و از سوى وى، نامهاى به ملك ناصر نوشت و خود را تحت حمايت او قرار داد. ملك ناصر نيز براى او خلعت و حكم نيابت سلطنت بلاد روم ارسال كرد. 4 ديوانيان نيز از اين قاعده مستثنا نبودند؛ از جمله «اميرنجمالدين محمود» كه وزارت بغداد را داشت، با مرگ ابوسعيد، از بغداد به قاهره رفت و ملك ناصر به او وعده وزارت مصر را داد. گرچه بعدها فقط به منصبِ ناظر دولت رسيد. 5 اين حاكمان پس از احساس خطر نيز به مصر پناه مىبردند؛ چنانكه سلطان «احمد جلايرى» و «قرايوسف تركمان»، در مقابل حمله تيمور به مصر گريختند. 6
در ادامه، به شرح مختصرى از تاريخ سياسى مهمترين حكومتهاى اين دوره كه اقداماتى در زمينه حج داشتند و همچنين روابط آنان با حكومت مماليك در مصر كه رياست حج را بهعهده داشتند، مىپردازيم.