43
مىكرد، در ديگهاى مسى بزرگى كه «دِسُوت» مىناميدند، غذا مىپختند و درماندگان و مسافران بىتوشه را اطعام مىكردند و يك دسته شتر، مخصوص حمل كسانى بود كه از راه درمانده بودند و همه اين وسائل از طرف سلطان ابوسعيد تأمين شده بود. همراه قافله بازارهاى معتبر و وسايل لازم و انواع اطعمه و ميوهها موجود بود. هنگام شب راه مىرفتند و پيشاپيش قطار محملها، مشعلهها برمىافروختند؛ چنانكه شب مبدل به روز مىگشت و زمين پر از نور و روشنايى مىشد. 1
ابنبطوطه درباره صدقات و هدايايى كه ابوسعيد براى مجاوران و فقراى مكه اختصاص داده بود، مىافزايد:
آنقدر پول و صدقات در مكه تقسيم شد كه نرخ طلا در بازار مكه پايين آمد. به قدرى طلا در بازارچه ريخته بود كه صرافها مثقال طلا را به هجده درهم نقرهخُرد مىكردند. 2
در همين سال سلطان مصر كه به شدت از نفوذ ايلخانان و اقدامات عامالمنفعه آنان در حرمين هراس داشت، به شريف مكه دستور داد تا اميرالحاجِ قافله عراق را با دسيسهاى به قتل رساند كه اين توطئه ناكام ماند. كاروانهاى زيارتى ايران، تا آخر عهد ابوسعيد، در مكه رفت و آمد مىكردند.
با مرگ ابوسعيد، در سال 736 ه.ق، اعزام كاروان حج به مكه نيز قطع و كاروان عراق تعطيل شد. 3 از جمله مواردى كه بسيار جلب نظر مىكند، اين است كه لفظ حاجى در دوره ايلخانى مصطلح شد. در تواريخ و كتب عصر ايلخانى، به اسامىاى كه همراه با لفظ حاجى آمده است، زياد برمىخوريم. 4 درحالىكه پيش از اين دوره رايج نبود. درباره اينكه لفظ حاجى، از طرف مردم ايران، در عصر ايلخانان رواج يافته يا