187
يَشٰاءُ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ
) 1، سبيل همگنان على العموم آن كه هر موضع و مقام كه نزول نمايند يامچيان چهارپايان او را به هيچ بهانه اولاغ نگيرند و تمغاچيان و باجستانان اطراف و جوانب، رخت و بار او را نگشايند و هيچكس بهجهت سوغات و سلامانه مزاحم و متعرض نشود. مستحفظان طرق به شلتاق راهدارى طمع و توقع نكنند. 2
بهندرت اتفاق مىافتاد كه شاهان اجازه سفر صادر نكنند كه آن هم بنابه دلايل سياسى بود؛ براى مثال، تيمور به سعدالدين مسعودبنعمر تفتازانى، عالم بزرگ زمانهاش، اجازه حج نداد؛ زيرا مىخواست او در دربار سمرقند حاضر باشد. 3 سلطان حسين ميرزا نيز، بارها درخواست اميرعليشير را براى سفر حج رد كرد و هربار دلايلى چون ناامنى راهها و تجديد ديدار يا از اين قبيل براى اجازه ندادن ذكر مىكرد. 4
از ديگر آيينهاى حج، تعيين ساعت سعد توسط يكى از علما براى حركت كاروان بود. 5 افرادى كه عازم سفر بودند، اطرافيان و دوستان خود را با نامه مطلع مىكردند. 6 هنگام سفر، تحفه و هديه با عنوان سرراهى به حجاج تقديم مىشد. 7 در مسير كاروان به هر شهرى كه مىرسيدند، اهالى براى استقبال و بدرقه تا يك منزل خارج از شهر مىآمدند. 8 كاروان نيز در راه به زيارت قبور متبركه و زيارتگاهها مىرفتند. بهخصوص رفتن به عراق براى زيارت عتبات، ارزش افزونى داشت. 9
هنگام بازگشت حجاج جشنى عمومى برپا مىشد و شهرها را آذين مىبستند و تا