174
خدمت اعلام دهد، چون ارادت الهى باشد از آنجا تدبير اجتماع بهتر دست دهد... ارادت آن بود كه از آن طرف بهراهسراى شام درآيد، تشويشى نشان دادند و نيز از طرف حكام آنجا، كششى نبود و برادر صاحب معظم، دستور مكرم تاج الحق و الدين، خواجه حسن، ارشادى و معاونتى ننمود. 1
از ديگر شيخالاسلامهاى دوره تيمورى كه كاروانى ترتيب داده، به حج رفتند، مىتوان به مولانا قاسم على 2 شيخ ابوالحسن على بن عبدالله رومى، قاضى بهاءالدين عثمان بن على 3 و خواجه مسعودشاه 4، اشاره كرد.
بزرگان و صاحبمنصبان، با خود توصيهنامهاى از جانب شاه كه «نشان» ناميده مىشد و خطاب به امراى مسير و مأموران جمعآورى ماليات و امراى مكه نوشته مىشد، همراه مىبردند تا امنيت سفرشان تضمين شود. هرگاه بزرگى به حج مىرفت، تمام اطرافيان او بايد با وى همراه مىشدند؛ مگر اينكه عذرى موجه مىداشتند؛ هنگامى كه شاهزاده محمد، معروف به كجيك ميرزا، خواهرزاده سلطان حسين بايقرا، قصد حج كرد، تمام ملازمانش و برخى از بزرگان شهر با وى همراه شدند. 5 در اين سفر، امير كمالالدين حسين كه از فضلاى زمان و مصاحب شاهزاده بود، چون حاضر نشد خطر حج را بپذيرد و به سفر رود، از سلك خادمان رانده شد و ديگر به خدمت پذيرفته نشد. 6
كاروانها در راه حجاز، مسير خود را بهگونهاى مشخص مىكردند كه از قبور ائمه، امامزادگان، بزرگان و علماى دين، زيارت كنند؛ چنانچه در گزينش مسير به توافق