133عبيدالله احرار كه از سوى سلطان بر اثر فتاواى فقها، از رفتن به سفر حجاز منع شده بود. 1 اينان خانقاههايى برپا مىكردند و با مردم ارتباط مستقيم داشتند هر روز نفوذشان بين مردم بيشتر مىشد. ازاينرو، باعث ترس سلاطين و فقها مىگشت. 2
شيوخ متصوفه، پس از بازگشت از حج، فعاليتشان را گستردهتر مىكردند؛ براى مثال، «شيخ دادا»، يكى از اقطاب زمان تيمور، پس از بازگشت از كعبه، خانقاههاى بسيار در يزد بنا كرد و در محلههاى مختلف آن، آش و نان به فقرا و راهماندگان مىداد و نياز درويشان را تأمين مىكرد. 3 مردم براى خانقاههاى وى، املاك و چهارپايان زيادى وقف مىكردند. 4
خانقاهها معمولاً گرد مقبرهها و زيارتگاهها احداث مىشدند؛ يعنى جايى كه پارسايان و زاهدان، از نقاط دوردست، براى زيارت به آنجا مىآمدند و آنها مىتوانستند در آنجا به مراقبه بپردازند، به خلسه فرو روند، غذاى مجانى بخورند و درسهاى مذهبى بياموزند. 5
بسيارى از عرفا به موازات اقبال مردم و روى آوردن به خانقاهها، به نگارش استدلالات نظرى تعليمات تصوف بر مبناى فهم مردم، به كمك اصطلاحات و نمادهاى تازه پرداختند و كتابهايى در اين زمينه تأليف كردند. بدين ترتيب، شيوع تصوف علمى در قرن هفتم و وارد شدن اصول تصوف و عرفان در كتابهاى علمى و درسى، موجب شد كه علاقهمندان، گرايشى عجيب براى شركت در محافل صوفيانه از خود نشان دهند. البته شرايط ديگرى نيز به تقويت اين گرايش كمك مىكرد؛ تمرينات تصوف، بهويژه چلهنشينى در رباطها و خانقاهها، به نوعى پيشه تبديل شده بود. 6 حتى