105شاهرخ علاوه بر موارد مذكور، خواستار جارى كردن چشمهاى در مكه نيز شد. سلطان مملوك بهرغم احتياج جدى مردم مكه به آب، اين خواسته را نيز رد كرد. 1 بعدها اين اجازه به يك تاجر دمشقى داده شد. 2
ردشدن خواستههاى شاهرخ از سوى برسباى، موجب بروز تنش در مناسبات او با مماليك شد. شاهرخ در همين سال دست به تحريكاتى عليه سلطان مملوك در منطقه زد؛ از قرايلك عثمان خواست تا با اسكندر قراقويونلو كه تحتالحمايه ملك اشرف بود، وارد جنگ شود. 3 اين در حالى بود كه در اين سال به علت طاعون، صد هزار نفر در مصر و قاهره هلاك شده بودند و مصر وضعيت مناسبى نداشت. 4 سلطان مملوك نيز نتوانست بر خلاف وعدهاى كه داده بود، در اين جنگ شركت كند. با اين حال اسكندر در اين جنگ پيروز شد و به سلطانيه و تبريز حمله كرد. 5 در نتيجه شاهرخ خود به اسكندر حمله برد و بر او پيروز شد و حكومت آذربايجان را به جهانشاه قراقويونلو تفويض كرد. 6 سپس در رمضان سال 823 ه.ق فرستاده ديگرى نزد ملك اشرف گسيل داشت و اينبار با لحنى ديگر كه پر از ارعاب و تهديد و تشديد بود، درخواست خود را مبنى بر پوشاندن جامه بر كعبه تكرار كرد و سرانجام اصحاب فيل را به وى يادآور شد. سلطان ملوك نيز در مقابل، وى را تهديد كرد. 7
شاهرخ اينبار به تحريك جانبك صوفى پرداخت. وى در نامهاى جانبك را كه از سال 827 ه.ق عليه ملك مصر شوريده بود، تحريض به گرفتن شام كرد و پسران خود،