106محمد جوكى و بابا حاجى را به يارى وى فرستاد. 1 همچنين براى حكام منطقه، از جمله مرادبيك عثمانى، امير ابراهيم بن قرامان و ناصرالدين ذوالقادر خلعتهايى فرستاد و موجى از ناامنى در منطقه خيزاند. 2 در مصر براى رسيدگى به اين موضوع جلسهاى تشكيل شد و نتيجه جلسه، گرفتن هزينه جنگ با شاهرخ از مردم شد. 3
در سال 838 ه.ق سيد تاجالدين على از اشراف و تجار شيراز، نامه ديگرى را از شاهرخ به قاهره برد. تاريخ نامه 836 ه.ق بود، ولى با دو سال تأخير به مصر رسيد. 4 در اين نامه شاهرخ با لحنى تند و تهديدآميز، خواستار جامه پوشانيدن كعبه و همچنين بهبودى وضع تجار ايرانى و ماليات در مكه شده بود. وى در اين نامه، سلطان مملوك را امير خطاب كرد 5 و هداياى فراوانى از جمله حرير اطلس و هزار قطعه فيروزه كه بالغ بر سه هزار دينار ارزش داشت، به او هديه كرد؛ با اين حال فرستاده او تشريفات دربارى را رعايت نكرد. 6 ملك اشرف، امير اقطوه را نزد شاهرخ فرستاد و يادآورى كرد كه «پوشانيدن كعبه امر مقدس و خاصى است و حرمت ويژهاى دارد كه تنها به سلطان مصر اختصاص دارد و تا قيامت نيز سلاطين مصر بايد به اقامه آن بپردازند». 7 او به شاهرخ توصيه كرد تا هزينه آن جامه را به فقراى مكه صدقه دهد كه پاداش بيشترى نزد خداوند دارد و نذرش نيز ادا مىشود. 8 همچنين به همراه سفير، هداياى بسيار با نامه مشتمل بر سؤال و جواب جلسهاى كه از اهل علم قاهره درباره نذر شاهرخ استفتاء شده بود، براى مجاب كردن او فرستاد. در اين جلسه از علما درباره نذر شاهرخ پرسيده