194روز چهارشنبه، بيستويكم در نجف مشرف بوديم. صبح تخميناً يك [ساعت] از روز برآمده، از مسجد كوفه آمديم. بسيار بسيار خسته بوديم. ميرزا رضا چاى درست كرد، خورديم. بسيار مطلوب بود. بعد غسل كرده، مشرف شديم به حرم محترم. بعد از مراجعت دو دانه هندوانه ميرزا رضا خريد به يك قران و نيم؛ خورديم و خوابيديم و عصر هم غسل كرده، مشرف شديم به حرم محترم.
روز پنجشنبه، بيستودُويّم در نجف مشرف بوديم. صبح كربلايى باقر، خادم مسجد سهله با زن او كه علويه است و از خويشان مرحوم سيد نياز - عليهالرحمه - است، ديدن آمدند. بعد از رفتن آنها غسل كرده، به زيارت مشرف شديم. عصر هم خيال مشرف شدن داريم، اگر خدا بخواهد.
روز جمعه، بيستوسِيّوم در نجف اشرف مشرف بوديم. امروز عصر را اگر حضرت امير (عليه السلام) مرخص فرمايند، خيال مراجعت به كربلا را داريم. چاروادار 1الاغى ديدهايم، الاغى به چهارهزار و نيم؛ اگر بيايد مىرويم انشاءالله.
صاحبخانهمان بسيار بد آدمى بود. خدا ما را از شرّ و ضرّ او ايمن فرمايد. ولى ضعيفهاى خادمه اين خانه بود، زهرا نام، بسيار خدوم و قانعه و مهربان بود. «ربّنا نجّنا من عذاب النار» .
روز شنبه، بيستوچهارم تخميناً صبح سه [ساعت] از روز برآمده، وارد خانشور شديم. ديروز دو [ساعت] به غروب مانده، از نجف اشرف بيرون آمديم، و تخميناً قريب دو [ساعت] از شب گذشته، وارد خانمصلى شديم، و صبح بعد از نماز بلافاصله بيرون آمديم و امروز سه [ساعت] به غروب مانده، از خانشور حركت كرديم.
ورود مجدد به كربلا
روز يكشنبه، بيستوپنجم تخميناً سه [ساعت] از روز برآمده، وارد كربلاى معلى شديم. ديروز اول مغرب، وارد خانشمس شديم و صبح قريب طلوع آفتاب از آنجا بيرون آمديم. چون راه خوف داشت، درِ كاروانسرا را وا نكردند تا نزديك آفتاب زدن. ديشب سه [ساعت] از شب گذشته، خبر بلند شد كه در راه، جمعى از زوّار را كه از كربلا مىآمدهاند به نجف، نرسيده به خانشمس، دزد زده و آنها را برهنه كرده و تمام مال و حال آنها را برده. صبح كه از كاروانسرا بيرون آمديم، تخميناً نيمفرسخى كه از كاروانسرا دور شديم، ديديم هفت نفر