99عقايد حقه باشد و در اثر گناهانش هيئت و احوال زشت و پستى در او ايجاد شده باشد، از آنجا كه صورتهاى جديد با ذات او سازگارى ندارد و مانند آن هيئت در نفس او سرى است و بنا بر برهان عقلى امور قسرى و غير طبيعى دوام ندارند؛ بنابراين، چنين نفسى در دنيا يا آخرت طهارت ذاتى خود را باز مىيابد. در مقابل، نفس شقى كه بهطور عاريتى هيئت خوبى در اثر اعمال صالح 1 به خود گرفته دير يا زود آن صورتهاى صالح را از دست مىدهد. آن كسانى كه در زندگانى دنيايى هيچ فعليتى كسب نكرده و ناقص و ضعيف از دنيا مىروند مصداق مرجون لامر الله هستند. 2
وى سپس بر اساس تشكيك وجود و مراتب كمالى برخى از موجودات را ناقص و برخى را كامل و شهيد و برخى را متوسط مىداند. برخى از نفوس كامله از قبيل انبياء عليهم السلام و مخصوصاً آن كه همه درجات كمال را پيموده و به همه فعلياتى كه ممكن بوده رسيده واسطه مىشود بين مبدأ فيض و علتهاى مادون، تا آنها نيز هيئتهاى شقيه و زشتى را كه بر خلاف ذاتشان در نفوس ضعيفشان پيدا شده، زايل سازند و اين همه شفاعت است. 3
درباره صاحبان نفوس ساده ملاصدرا معتقد است خداى متعال با فضل و رحمت خود آنها را از عذاب حفظ مىكند ولى علامه طباطبايى در اين گروه كسانى را قرار مىدهد كه نه در ناحيه سعادت و نه در جهت شقاوت به فعليت نرسيدهاند و هنگام مفارقت نفوس از بدن، ضعيف و بالقوه هستند. علامه ايشان را مرجون لامر الله مىداند كه پروردگار متعال در مورد ايشان حكم خواهد كرد.