218وجه استدلال اين است كه در اين آيه خداوند متعال شفاعت را درباره ستمگران نفى كرده است و چون فاسقان از زمره ستمگران هستند، مشمول شفاعت قرار نمىگيرند.
علامه طهرانى در پاسخ گفته است كه خداوند شفاعت شفيع مطاع را نفى كرده است ولى از نفى شفاعت شفيع مطاع، نفى شفاعت شفيع مجاب لازم نمىآيد. از اين گذشته چرا در اينجا مراد از ستمگران را خصوص كافران ندانيم؟
ايشان همچنين به آيات شريفه 27 بقره، 123 بقره، 48 مدثر و 28 انبيا استناد كردهاند كه باز هم در جواب بايد گفت كه در اينجا به جهت جمع بين ادله، بايد معناى اين آيات به كفار اختصاص يابد.
اشكالهاى وارده بر شفاعت و پاسخ آن
فرقه وهابيت به عنوان يكى از فرق اسلامى با اينكه بسان ديگر مسلمانان شفاعت را به عنوان يك اصل اسلامى پذيرفتهاند اما در عين حال معتقدند كه ما هرگز حق نداريم در اين جهان از اولياى الهى طلب شفاعت كنيم. به همين دليل اين فرقه درخواست شفاعت از اولياى الهى را منع كردهاند و دلايل متعددى را در سخنان خود آوردهاند كه در ادامه به برخى از آنها اشاره مىشود.
اشكال اول: يكى از اشكالهايى كه فرقه وهابيت مطرح مىكنند اين است كه شفاعت، تنها مختص خداست. در اين صورت درخواست شفاعت از ديگران چه معنى دارد؟ آنان آيه زير را بر اين امر مىدانند: أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ شُفَعٰاءَ قُلْ أَ وَ لَوْ كٰانُوا لاٰ يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَعْقِلُونَ* قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً (زمر: 43 و 44).
پاسخ اين است كه مقصود از جمله لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً اين نيست كه تنها خدا شفاعت مىكند و بس و هيچكس ديگرى حق شفاعت كردن ندارد. زيرا شكى نيست كه خدا هيچگاه درباره كسى نزد كسى شفاعت نمىكند؛ بلكه