219مقصود اين است كه خداوند مالك اصل شفاعت است نه بتها و خدايان دروغين. زيرا كسى مالك شفاعت است كه از عقل و درك و مالكيت چيزى برخوردار باشد و بتهاى مورد پرستش آنان فاقد اين شرايط هستند. بنابراين مسلمانان فقط خدا را «مالك شفاعت» مىدانند و نه هيچكس ديگر را و معتقدند تنها كسى كه خدا به او اذن دهد مىتواند شفاعت كند. 1
اشكال دوم: اشكال ديگرى كه اين فرقه بر شفاعت وارد كردهاند اين است كه درخواست شفاعت از مرده لغو است زيرا قرآن مجيد با صراحت كامل مردگان را غير قابل تفهيم مىداند آنجا كه مىفرمايد: إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ وَ لاٰ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعٰاءَ إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (نمل: 80). ايشان همچنين آيه 22 سوره فاطر را نيز دليل بر اين مدعا مىدانند.
پاسخ اين است كه آيات فوق بيانگر آن است كه اجسادى كه روح از آنها جدا شده و دفن شدهاند، داراى حيات جسمانى نيستند و جماد هستند. ولى بايد توجه داشت كه وقتى انسانها با اولياى الهى سخن مىگويند و از آنان طلب شفاعت مىكنند طرف خطاب ايشان، اجساد نهفته در قبور آن بزرگواران نيست، بلكه ارواح پاك و مقدس آن حضرات كه به تصريح قرآن هميشه زنده و جاويدان است و صورت مثالى ايشان كه در عالم برزخ به سر مىبرد مورد خطاب است. چنانچه بر اساس نص صريح قرآن، آنان زندهاند و در نزد خداوند متعال روزى مىخورند 2 (آل عمران: 161).
اشكالات فوق از طرف فرقه وهابيت مطرح شده است. اما شبهات و اشكالات ديگرى نيز از سوى ساير فرق اسلامى بر مسئله شفاعت وارد شده است كه در ادامه به بيان برخى از آنها و پاسخ به آن مىپردازيم.