157ملاصدرا در تفسير آية الكرسى نيز مىفرمايد: محتاج به فيض و شفاعت بايد مناسب خاص با پيامبر و اوليا و بالاخره با واسطهها داشته باشد و كسانى كه به رسولخدا محبت دارند و به سنتهاى دين پايبندند و ذكر و ياد خدا را فراموش نمىكنند، با حضرت مناسبت خوبى دارند. 1
آرى، اسباب عرضى و اتفاقى در روز قيامت سلب مىشود و فقط اسباب ذاتى داخلى ثابت مىماند. بنابراين، در آياتى مانند مٰا لِلظّٰالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لاٰ شَفِيعٍ يُطٰاعُ 2 و فَمٰا تَنْفَعُهُمْ شَفٰاعَةُ الشّٰافِعِينَ 3 اسباب عرضى و علل اتفاقى نفى شده است.
در آياتى مانند وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ 4 و مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ 5 كه شفاعت به اذن و رضايت خداوند مشروط شده، در حقيقت شفاعتى كه به اسباب ذاتى برمىگردد، اثبات شده است. 6
حاصل كلام اينكه شفاعت دو قسم است: شفاعت حق و شفاعت باطل. شفاعت حق به امور ذاتى و داخلى برمىگردد و شفاعت باطل به اسباب عرضى و علل اتفاقى. چون در آخرت اين اسباب عرضى و علل ذاتى هيچگونه تأثيرى ندارند، بنابراين مراد آيات و روايات نافى شفاعت، نفى شفاعت باطل است و مراد آيات مثبت شفاعت، اثبات شفاعت حق است كه به امور ذاتى برمىگردد. به هر حال، شفيع كسى است كه در روز قيامت براى بندگان گناهكار، نزد خداوند وساطت مىكند. در قرآن آمده است كه شفاعت بايد به اذن خداوند باشد. به عقيده ملاصدرا اذن به اين معناست كه خداوند بعضى از ممكنات