156كه داراى وضع و مكان خاصى هستند و همچنين ماده منفعلى كه در آن هر چيزى اثر مىگذارد، موجود است و پذيراى اين موارد است.
اما جهان آخرت به خداوند بسيار نزديكتر از اين دنياست. بنابراين، در آنجا هر چيزى نمىتواند تأثيرگذار باشد. يعنى سبب و نسب و وسيله و شفيع و يارى رساننده براى كسى وجود ندارد، چون تأثيرپذيرى از غير در آنجا وجود ندارد. در آنجا فقط روابط ذاتى تأثيرگذار است، يعنى روحها، مطابق آنچه در دنيا كسب كردهاند، مثل اخلاق و ملكات حسنه نورانى و يا قبيح ظلمانى، تأثير مىپذيرند. بنابراين، در جهان آخرت هيچ يك از اسباب عرضى و اتفاقى، مؤثر واقع نمىشوند و لذت و عذاب هر فرد به سبب علل ذاتى است كه از نفسش به وسيله ذاتش به آن مىرسد. 1
سؤال دوم اين است: جمع بين دو دسته آيات و روايات نافى و مثبت شفاعت چيست؟
صدرالمتألهين چنين پاسخ مىدهد كه مراد تمام آيات و رواياتى كه شفاعت در روز قيامت را اثبات مىكنند، شفاعتى است كه به اسباب ذاتى و امور داخلى برمىگردد. بنابراين، معناى اين سخن كه رسول اكرم (ص) در قيامت شفاعت مىكند اين است كه ايمان به حقانيت رسولخدا و اعتراف به رسالتش، موجب پديد آمدن هيأتى در نفس فرد مىشود كه به واسطه آن، فرد مستحق بهرهمند شدن از نور رحمت حضرت مىگردد و از آتش و عذاب نجات پيدا مىكند. پس صورت نبى آن چيزى است كه در شفاعت مؤثر است و اين صورت در نفس كسى كه حضرت را مىشناسد حاصل مىشود. بنابراين، شفاعت در اينجا امرى جدا از ذات مؤمن نيست و رابطه بين ساير شفيعان و روز قيامت و شفاعتشوندگان نيز به همين صورت است. 2