155
وَ اتَّقُوا يَوْماً لاٰ تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لاٰ يُقْبَلُ مِنْهٰا شَفٰاعَةٌ وَ لاٰ يُؤْخَذُ مِنْهٰا عَدْلٌ وَ لاٰ هُمْ يُنْصَرُونَ (بقره: 48)
بترسيد از روزى كه هيچكس چيزى (از عذاب خدا) را از كسى دفع نمىكند و نه از او شفاعتى پذيرفته و نه به جاى او بدلى گرفته مىشود و نه يارى خواهد داشت.
وى در آنجا دو سؤال مطرح مىكند و پاسخ مىدهد. اولين سؤال اين است: چرا اسباب و واسطهها در اين دنيا مؤثرند و انسان را در جلب منفعت و دفع ضرر يارى مىرسانند، اما در آخرت تأثيرى ندارند؟
صدرالمتألهين كه پاسخ خود را بيان كشفى و سرّ عقلى مىشمارد، چنين بيان مىكند؛ مؤثر دو قسم است: 1. مؤثرى كه تأثيرش با مشاركت وضع و همراه بودن ماده نتيجهبخش است. 2. مؤثرى كه تأثيرش چنين نيست، يعنى در شىء بالذات تأثير مىگذارد نه با مشاركت مواد و اوضاع. اين مؤثر نيز يا سبب فاعلى است يا غايى و يا صورى. اما سبب مادى تأثيرى ندارد، چون شأن ماده، فقط قبول و انفعال است.
مراد از فاعل، خداوند متعال است يا بدون واسطه و يا با واسطه بعضى از بندگان مقربش كه تابع دستورهاى او هستند. غايت نيز در حقيقت خود خداست كه مىخواهد نور جمالش را در كسانى كه عاجز از ادراك او هستند، منعكس كند. صورت مانند ايمان و كفر و حسن خلق و بداخلاقى و... است و علت صورى معلول فاعل و غايت است، زيرا علت صورى، علت مباشر است، اما علت فاعلى و غايى، علل مفارقاند.
در حقيقت اين دنيا در آخر منازل وجود واقع شده و به عبارت ديگر وجود بر جوهر مادى نازل شده و اين جوهر چون قوه محض است، از هر مؤثرى تأثير مىپذيرد. بنابراين، مواردى كه در اين آيه ذكر شده، يعنى شفاعت و فديه (بدل) و يارى كردن، در اين دنيا مؤثر است زيرا اينها بر روى اشخاصى تأثير مىگذارند