154ذاتى داشته باشد، اما موانعى آن را از رسيدن به آن غايت باز دارند. دنيا دار تزاحم علل است و لذا امكان دارد تغييراتى در دنيا صورت گيرد؛ مثلاً انسان شقى به سعادت برسد يا برعكس. اما در آخرت باب اكتساب و تحصيل كمالات به كلى مسدود است. چنانكه خداوند متعال مىفرمايد:
يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيٰاتِ رَبِّكَ لاٰ يَنْفَعُ نَفْساً إِيمٰانُهٰا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمٰانِهٰا خَيْراً (انعام: 158)
روزى كه پارهاى از نشانههاى پروردگارت (پديد) آيد، كسى كه قبلاً ايمان نياورده يا چيزى در ايمان آوردن خود به دست نياورده، ايمان آوردنش سود نمىبخشد.
در آخرت هر كس محدودهاى دارد كه خود نمىتواند آن را تغيير دهد. به عبارت ديگر، علل اتفاقى و غايت بالعرض در جهان آخرت تأثير ندارد و تنها علل ذاتى مانند علت فاعلى و علت غايى مىتواند در آخرت مؤثر باشد. بنابراين، هر كس در اثر اوصاف و ملكات نفسانى خود به سرنوشت خاصى محكوم شده است، هرگز نمىتواند با علل عرضى و اسباب اتفاقى و اعتبارى از آن رهايى يابد و آن سرنوشت را تغيير دهد. ملاصدرا از اين بحث چنين نتيجه مىگيرد كه تأثير شفيع هرگز نمىتواند به عنوان علت اتفاقى باشد.
وى صريحاً اظهار مىدارد كه در قيامت ملك و سلطنت تنها براى خداوند قهار است. از اين رو، هيچكس جز حقتعالى نمىتواند در قيامت مؤثر باشد. 1اَلْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ و يَوْمَ لاٰ تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ . 2
ملاصدرا در تفسير اين آيه به تفصيل به بحث شفاعت مىپردازد: