139ملاصدرا در پاسخ كلامى خود به شبهه مذكور با استناد به پاسخ فخر رازى مىگويد: عقاب حق الهى است و صاحب حق مىتواند حق خودش را ساقط نموده و از آن درگذرد؛ بر خلاف ثواب، كه حق بنده است و شايسته نيست كه خداوند آن را ساقط كند. بنابراين با استدلال كلامى نيز وقوع شفاعت امرى صحيح بوده، شبهه ابن قفّال وارد نيست (همان، ص139).
ب) شفاعت باعث تجرّى به گناه كبيره مىشود
گروهى ادعا كردهاند كه قبول شفاعت به معناى مغفرت و بخشش گناهان صاحبان كبائر در قيامت، باعث تجرّى انسانها به انجام گناهان كبيره شده و آنها را به نافرمانى اوامر الهى و ارتكاب نواهى تشويق مىنمايد و چون امر به موارد مذكور، ناپسند و زشت است، وقوع شفاعت نيز امرى قبيح و زشت خواهد بود.
پاسخ شبهه: شفاعتى كه در قيامت منجر به بخشش گناهان مىشود، مثل شفاعت دنيا نيست كه از علل اتفاقى پيروى كند؛ بلكه براى تحقق شفاعت مورد نظر، استحقاق لازم است و مشروط است به اذن (طه/ 108) و رضايت الهى (انبياء/ 28). يعنى فرد بايد اين استحقاق و رضايت الهى را در اين عالم كسب نمايد تا بتواند در آن عالم از شفاعت بهرهمند گردد؛ وگرنه انسان غوطهور در انواع گناهان و اسباب دورى از خداوند، نمىتواند استحقاق شفاعت داشته باشد. بنابراين كسى كه در دنيا نصيحت ناصحين برايش اثرى نبخشد، در آخرت نيز شفاعت شافعين سود و اثرى نخواهد بخشيد (24، ص208).
8. نتيجهگيرى
بحث شفاعت از مباحثى است كه در آيات قرآن كريم و احاديث ائمه عليهم السلام مكرراً به آن اشاره شده و از اركان عقايد اسلامى و مسلمات دين اسلام به