74 شيخ عبدالجواد الدومى در ادامه مىنويسد:
توسل در حقيقت، يكى از اسباب عادى و معمولى است كه خداوند آنها را به عوامل مقتضى براى مسبباتشان قرار داده و ميان سبب و مسبَّب، تقارن و تلازمى ايجاد كرده است و با وجود آنها، تأثير اصلى از ذات خداى جل و علا مىباشد. در نتيجه، توسل نيز حكم ديگر اسباب عادى را دارد كه در آنها امكان افراط و سخنان غلوآميز وجود دارد؛ چنانكه از برخى افراد جاهل چنين امورى سر مىزند. همچنين اين سبب مىتواند گروهى را به تفريط بكشاند؛ چنانكه سنگدلان و افراد جفاكار، اولياى الهى و كرامات ديده شده از آنان را انكار مىكنند.
نه تنها محال، بلكه بعيد نيست كه خداوند برآورده كردن حاجتى مانند شفا دادن بيمار، افزايش روزى و مانند آن را به توسل جستن از بندگان صالح خويش مشروط كرده باشد. اگر چنين باشد، شفا گرفتن و برآورده شدن حاجات، به جز از راه توسل محقق نخواهد شد. البته بدين معنا نيست كه خود توسل، مؤثر است يا بنده صالح خدا و پيامبر(ص) شفا را خلق و ايجاد كرده است، بلكه در علم خدا گذشته است كه اين شفا گرفتن، وابسته به توسل باشد. 1
زيرا اسباب وابسته، به مسببات و وسيله تحقق آنهاست.
نقش توسل در كفر يا ايمان انسان
برخى معتقدند توسل از مباحث اعتقادى است و اعتقاد به آن موجب كفر، فسق بدعت يا گمراهى مىشود. اما در واقع، توسل از مسائل اعتقادى