75 نيست، بلكه از موضوعات فقهى است كه حكم آن جواز يا استحباب است و وارد كردن مباحث فقهى در شمار مسائل اعتقادى، اشتباهى بسيار بزرگ، و تغيير حقيقت و انحراف امور از مسير خود است. اصل اين است كه هر بحثى در جايگاه درست و تخصصى خودش قرار گيرد.
از سوى ديگر، يادآور مىشويم كه فقيهان مذاهب مختلف، توسل را در بحث نماز استسقا يا زيارت قبر حضرت رسول(ص) مىآورند. 1 ما هيچيك از علماى مباحث اعتقادى را نديدهايم كه توسل را در مبحث توحيد مطرح كرده باشد. اگر كسى اين سخن را نمىپذيرد، يك كتاب به ما نشان دهد كه در آن توسل از مسائل اعتقادى قلمداد شده باشد. بىترديد چنين كتابى را نمىتوان يافت؛ مگر برخى رسالههاى معاصران كه سوداگرايانه بر طبل مخالفت مىكوبند. اينان بايد به كتابهاى مذاهب چهارگانه مراجعه كنند تا ببينند ائمه چهارگانه اهلسنت، يكى از مسائل فرعى را در شمار مسائل اعتقادى قرار دادهاند يا نه! در نتيجه، معاصران مخالف، دچار اشتباه فاحشى شدهاند.
ابنتيميه پس از نقل ديدگاههاى فقها در مسئله توسل، مىگويد:
هيچكس نگفته است معتقد به ديدگاه اول (جواز توسل)، كافر شده است. دليلى بر تكفير او نيست؛ زيرا اين يك مسئله ساده است كه ادله آشكار و محكمى براى تكفير ندارد. كفر، زمانى رخ مىدهد كه