318بهواسطه عموى من، حجاز و اهل آن سيراب شدند؛ همان زمان كه عمر به ريشسفيدى عمويم طلب باران كرد. در خشكسالى به عباس متوسل شد و اميد باران داشت. طولى نكشيد كه باران باريد.
در روايت عباس نيز تصريح شده كه توسل صحابه به يكديگر جايز است.
7. ممكن است ميان آن جمع، افراد سستايمان بوده باشند. بنابراين اگر عمر به پيامبر متوسل مىشد و دعايش برآورده نمىشد، ممكن بود حاضران،
در مقام آن حضرت ترديد كنند. در واقع عمر به علت نگرانى از مخدوش شدن مقام نبوت، به عباس متوسل شد. همانگونه كه گفتيم، اين ممنوعيت توسل مبتنى بر اصلى فاسد و نادرست است كه مىگويد: «ترك فعل از سوى شارع، نشان از حرمت آن فعل دارد». در صورتى كه اين سخن، بىارزش و بىدليل است. 1
دليل دوم: آنگونه كه در داستان وفات فاطمه بنت اسد [مادر حضرت على(ع)]، وارد شده است، پيامبر(ص) به ديگر پيامبران متوسل شد و فرمود: «... به حق پيامبرت و پيامبران پيش از من، مادرم فاطمه بنت اسد را ببخشاى...». اين روايت نيز صحيح است و حاكم نيشابورى و ابنحبان به صحت آن تصريح كردهاند. 2متن روايت چنين است:
انسبن مالك مىگويد:
هنگام وفات فاطمه بنت اسد (مادر حضرت على(ع))، رسولخدا(ص) اندكى قبل از دفن آن بانو، وارد قبر او شد و در آن