311بلايى نازل نمىشود، مگر اينكه گناه وجود داشته باشد و بلا جز با توبه برطرف نمىشود. اين مردم بهواسطه من، و به دليل نسبت من با پيامبرت، به درگاه تو روى آوردهاند. اين دستان گناهكار ماست كه به درگاه تو آمده است و اكنون با تمام وجود به پيشگاهت توبه مىكنيم. بر ما باران فرو فرست». [پس از اين دعا]، آسمان باران سيلآسا و پردوام بر مردم فروريخت؛ بهگونهاى كه گودالها پر از آب، و زمين سيراب و حاصلخيز شد و مردم زندگى خود را از سر گرفتند. آنگاه عمر گفت: «اين وسيلهاى براى رفتن به درگاه خداوند و فردى داراى منزلت نزد خداوند است.» 1
در روايتى ديگر آمده است:
عمر در عامالرماده، بهواسطه عباس، درخواست باران كرد. آنگاه گفت: «خدايا! اينان بندگان و فرزندان بندگان تو و فرزندان كنيزانتاند كه اميدوار آمدهاند و متوسل به عموى پيامبرت شدهاند. پس بارانى سودمند بر ما فرو فرست كه سرزمينها را سيراب كند و بندگان را زنده كند. خدايا! ما بهواسطه عموى پيامبرت درخواست باران مىكنيم و به حرمت پيرى و سالخوردگى او از تو باران مىخواهيم». آنگاه باران آمد و سيراب شدند.
به همين مناسبت، عباسبن عتبةبن ابىلهب اين شعر را سروده است:
بِعَمّي سَقَا اللهُ الحِجازَ وَ أهلَه