297را داراى درخت و ميوه كرد. مردم از آن درخت ميوههايى را خوردند كه تا آن زمان هرگز نخورده بودند. آنجا به صورت مسجدى از مساجد خداوند تعالى درآمد كه در آن نام خداوند برده مىشد. اگر مىتوانستم، فقط در آنجا اقامت مىگزيدم و فقط در آنجا دفن مىشدم و از آنجا نيز محشور مىگشتم.
وى مىگويد: هركس حاجتى دارد، بايد بدنش را با آب شستوشو دهد و جامهاى پاك و تميز بر تن كند. سپس به سوى اين غار بيايد و در آنجا دو ركعت نماز گزارد كه در هر ركعت، سوره حمد و هفت مرتبه «قل هوالله احد» 1بخواند. پس از پايان نماز نيز هفت مرتبه بگويد: « اللهم صل على جبرئيل الروح الأمين و على محمد خاتم النبييّن » . سپس به سجده رود و بگويد: « اللهم انّي اتوسل اليك بجبرئيل الروح الأمين و بمحمّد خاتم النبييّن الاّ قضيت حاجتي » . آنگاه حاجت خود را بگويد؛ زيرا خداوند تعالى انشاءالله حاجتش را برآورده مىسازد. 2
همچنين ابنعساكر از رزام، غلام خالدبن عبدالله قسرى، نقل مىكند:
منصور دوانيقى مرا نزد جعفربن محمدبن علىبن حسين(عليهم السلام) و مادرشامفروه دختر قاسمبن محمدبن ابىبكر فرستاد. آن حضرت را با خود نزد منصور مىبردم. منصور در «حيره» بود. در راه وقتى به تپه نجف رسيديم و از آن بالا رفتيم، جعفربن محمد(عليهما السلام) از مركب