273[قرينه دوم:] اما به لحاظ معنا نيز بايد گفت در سخن معصوم، هيچگاه محذوف در تقدير گرفته نمىشود؛ مگر اينكه براى كامل شدن معنا، نياز به اين تقدير باشد يا ضرورتى براى حذف وجود داشته باشد. حال آنكه بىترديد اين ضرورت درباره روايات مورد بحث ما وجود ندارد. افزون بر اينكه اگر محذوف در تقدير گرفته شود، امكان وجود شبهه و توهم در معنا پيش مىآيد؛ زيرا معنا، بدون تقدير محذوف، صحيح است و عبارات نيز كامل است. وقتى هيچكس از امت اسلامى تاكنون چنين سخنى نگفته است، دليلى وجود ندارد كه قائل به تقدير محذوف در جمله بشويم و بگوييم: « بعمّ نبينا »؛ يعنى « بدعاء عمّ نبينا ».
2. اگر هم محذوفى وجود داشته باشد، آن محذوف عبارت است از: «توسل بوجه العباس». همه علماى زبان و ادبيات عرب اجماع دارند كه وجه، به معناى ذات و شخص است و هيچكس جز انسانهاى كجفهم، منكر اين معنا نيستند.
در روايت لالكائى، ج9، صص 144 و 145 نيز به وجود اين محذوف، يعنى وجه، تصريح شده است. در صورتى كه تسليم اين ادعا شويم، ادعاى كسى كه قائل به جمله محذوف «دعاء العباس» است، مردود خواهد بود. در اين روايت آمده است:
در عامالرماده، عمربن خطاب و مردم درخواست باران كردند. عمر دست عباسبن عبدالمطلب را گرفت و گفت: «ما بهواسطه شخص عموى پيامبرت به تو متوسل شده و به درگاه تو روى آوردهايم...». 1