274عمر در خطبهاى كه براى مردم خواند، گفت: «اى مردم! به هوش باشيد! كه رسول خدا(ص)، عباس را بهمنزله پدر خود به شمار مىآورد و به وى احترام مىگزارد و تعظيم و تكريمش مىكرد».
به اينگونه، عمر نشان داد كه چه خوب سخن بلالبن حارث را درك كرد: «بر تو باد كه به سراغ آن فرد خردمند (عباس) بروى». اين مطلب، بيانگر شريك ساختن اهل فضيلت در نعمت الهى و نشان دادن نعمت خداوند بر اهل فضل و كرامت و گزاردن نماز استسقا به دستور شرع مقدس است.
ما در گذشته، درباره اين موضوع بهطور كامل سخن گفتيم و ديدگاه اهل علم را نيز آورديم و براى جواز توسل، به روايت توسل عمر به عباس استناد كرديم و گفتيم كه با وجود فرد فاضلتر (علىبنابىطالب(ع))، مىتوان به فرد فاضل (عباس) نيز توسل جست. بنابراين برخلاف ادعاى منكران توسل، اين روايت خدشهاى به عمر وارد نمىكند.
از رويدادها و روايتهاى پيشگفته (توسل بلالبن حارث به قبر پيامبر(ص)، اقرار عمر و تأييد عمل بلال از سوى وى و صحابه، بدون وجود مخالف ميان صحابه، و توسل عمر به عباس، به دليل قرابت به رسول خدا) نتيجه مىگيريم كه انسان مىتواند با توسل به مرقد شريف، نفس پاك و فرد داراى نَسَب شريف، به درگاه خداوند روى آورد.
از اين مطالب ثابت مىشود كه توسل به رسول خدا از هر راه مشروع در زمان حيات آن حضرت و پس از رحلت ايشان، توسل به انسانهاى صالح و روح مبارك آن حضرت در قبر نورانى ايشان و توسل به دعاى صالحان،