259 سيف و مطرح شدن نام او در اين حديث، خدشهاى به حديث وارد نمىكند؛ زيرا حجت ما، تأييد عمل عمر است؛ چرا كه وى، بلالبن حارث را از اين كار نهى نكرد. بلكه با اين كار، توسل به پيامبر(ص)، پس از وفات وى را تأييد نمود؛ بهگونهاى كه پس از شنيدن ماجرا مىگريد و چنين مىگويد: «خدايا! از من كارى خواستهاند كه از انجام دادن آن ناتوان شدهام».
پاسخ به ادعاى بنباز [مفتى وهابيان]
شيخ محمود سعيد ممدوح مىنويسد:
عبدالعزيز بنباز در شرح خود بر كتاب فتحالبارى، 1 به بيراهه رفته، در شرح روايت بلالبن حارث مزنى نوشته است: «اين روايت، بر فرض صحيح بودنش، چنانكه شارح گفته است، نمىتواند دليل جواز درخواست باران بهواسطه پيامبر(ص) پس از رحلت وى باشد؛ زيرا درخواستكننده، ناشناس است و از سويى، عمل صحابه نيز برخلاف اين حديث است. هيچيك از صحابه كه آگاهترين مردم به شريعتاند، نزد قبر پيامبر(ص) نيامده است تا از او درخواست باران يا برآورده شدن حاجت ديگرى داشته باشد. بلكه عمر از اين كار منصرف، و براى درخواست باران، به عباس متوسل شد و هيچيك از صحابه نيز به عمل وى اعتراض نكرد. بنابراين، كار عمر، حق است و آنچه آن مرد انجام داده، نادرست و راهى به سوى شركورزى است.