260حتى برخى از علما، اين نوع توسل را از انواع شرك برشمردهاند. در صحت روايتى كه سيف نقل كرده، و نام درخواستكننده را بلالبن حارث آورده، ترديد است. شارح نيز سند سيف در نقل اين روايت را نياورده است. به فرض صحت اين روايت از بلالبن حارث، در آن هيچگونه دليلى وجود ندارد؛ زيرا عمل بزرگان صحابه برخلاف آن است و صحابه نيز به رسول خدا و شريعت اسلام آگاهتر از ديگراناند». 1
ممدوح مىگويد:
اينكه بنباز مىگويد درخواستكننده ناشناس بوده، تكرار كلام البانى است كه در كتاب «توسل» خود گفته است: «فرض كنيم اين داستان صحيح باشد؛ اما اين داستان قابل استناد نيست؛ زيرا محور داستان، فردى است كه نامش مشخص نيست. حتى ذكر نام او، يعنى بلال، در روايتى كه سيف نقل كرده است، مشكلى را حل نمىكند؛ زيرا سيف، فردى است كه همه به ضعف او در نقل روايت اتفاق نظر دارند». 2
ممدوح به اين ادعا، چنين پاسخ مىدهد:
در استناد به اين روايت براى اثبات جواز توسل، مهم نيست كسى كه نزد قبر رسول خدا آمده، صحابى بوده است يا تابعى؛ بلكه حجت ما، تأييد عمل او از سوى عمربن خطاب است؛ چراكه عمر وى را از اين كار نهى نكرده است؛ بلكه گريسته و گفته است: