257 اعتراضى ببيند؛ به همين دليل علما درخواست شفاعت، درخواست باران و مانند آن را از اهل صلاح و تقوا و اهلبيت نبوت مستحب دانستهاند. در مسئله توسل نيز به اجماع همه بزرگان و فقيهان، از جمله ابنقدامه حنبلى، صنعانى، شوكانى و... همين نوع نگاه وجود دارد. بنابراين تفاوت گذاردن ميان توسل به آن حضرت در زمان حيات با زمان پس از رحلت وى، نوعى به همآميختگى شگفتآور و غيرمعمول است كه از دليل منطقى برخوردار نيست.
«محمدبن عبدالوهاب» مىگويد:
هركه نزد قبر معروف كرخى يا عبدالقادر گيلانى بيايد و بهواسطه آنان از خداوند حاجت بخواهد، اين عمل او صحيح است. ميان مسلمانان نيز در اين موضوع، اختلافى وجود ندارد. بلكه اختلاف در اين است كه از اين دو، بدون توجه به خداوند، درخواست برآورده شدن حاجت كند.
هيچ مسلمان يا مشركى وجود ندارد كه از بنده يا واسطهاى درخواست حاجت كند، بدون اينكه خدا را در نظر بگيرد. بلكه تفاوت ميان مسلمان و مشرك در اين است كه مسلمان به وسيله واسطههاى شرعى كه خداوند اجازه توسل به آنها را داده است، حاجت خود را مىخواهد؛ ولى كافر و مشرك، حاجت خود را از طريق واسطههاى غيرشرعى درخواست مىكند. حقيقت اين است كه اجماع اهلسنت و حتى ديگر فرقههاى مسلمان اين است كه توسل جستن بدون اجازه خداوند كفر به شمار مىرود؛ زيرا خود وسيله، از سود و زيان برخوردار نيست.