229بهانه، او مسلمان شود». روايت شده است آنگاه كه خزرجىها مشاهده كردند او بهواسطه پيراهن پيامبر(ص) شفا مىخواهد و از رسول خدا مىخواهد بر وى نماز بخواند، هزار خزرجى مسلمان شدند.
بيشتر علما نيز گفتهاند كه در جنگ بدر، لباس هيچكس براى اندام بلندقامت عباس [كه اسير شده بود]، مناسب نبود. اما پيراهن ابناُبى به تن او مناسب بود و او پيراهنش را به عباس داد. به همين دليل پيامبر خواست اين كار را جبران كند. عبدبن حميد از ابنعباس نقل مىكند كه پيامبر هيچ فردى را فريب نداد؛ اما ابناُبى در صلح حديبيه سخنى نيكو بيان كرد. وقتى كفار به او گفتند كاش در كعبه طواف مىكردى، او پاسخ داد: «خير. رسول خدا براى من اسوه نيكويى است». به همين دليل طواف نكرد. [با صلح حديبيه نيز مخالفت نكرد؛ به همين علت، پيامبر پيراهن خود را به وى داد]. 1
قسطلانى مىنويسد:
ديدگاه «مهلب» اين است كه پيامبر(ص) اميد داشت ابناُبى، به همان احكامى كه از اسلام تظاهر مىكند، اعتقاد داشته باشد و خداوند به همين اعتقاد، او را بهرهمند سازد. اما ابنمنير در پاسخ به اين سخن مىگويد: «اين گفته، نوعى لغزش و اشتباه آشكار است؛ چراكه احكام و آداب اسلامى تفكيكپذير نيستند و اعتقاد نيز امرى واحد است؛ زيرا برخى از مسائل اعتقادى برخاسته از علم و يقين انسان، براى برخى ديگر شرط است و اخلال در برخى از اين مؤلفهها، موجب مخدوش شدن مجموعه اعتقاد انسان مىشود. خداوند نيز