230همانگونه كه كافرِ به كل دين اسلام را محكوم كرده، كسى را نيز كه به برخى از مسائل اسلامى ايمان بياورد و به بخشى ديگر كافر شود، محكوم كرده است». 1
سخن پيامبر كه فرمود: «براى آنها، هفتاد، هفتاد و هفتاد بار استغفار خواهم كرد»، مىرساند پيامبر به لطف پروردگارش اميدوار است كه شايد شفاعت وى را در حق ابنأُبى بپذيرد. البته پيامبر به طور قطع نمىداند كه خداوند اين شفاعت را مىپذيرد يا نه! بنابراين، روشن مىشود كه استغفار رسول خدا براى ابناُبى و آمرزش وى، به لطف و فضل خداوند بر پيامبر بازمىگردد.
اين حديث تصريح مىكند كه مردم به پيامبر استغاثه مىكردند و در سختىها به وى پناه مىبردند؛ چنانكه عبداللهبن عبداللهبن أُبى درباره پدرش چنين كرد؛ هرچند پدرش منافق مشهور بود. از خداوند متعال مىخواهيم كه شفاعت رسول خدا را شامل حال ما نيز بگرداند.
از روايات ديگر در باب توسل به پيامبر در زمان حيات ايشان، روايتى است كه ابنجرير طبرى در كتاب خود (تاريخ طبرى) نقل مىكند. وى در موضوع شكست كسرا مىنويسد:
«يحيىبن جعفر»، از علىبن عاصم، از خالد حذّاء نقل مىكند كه از عبدالرحمانبن ابىبكره شنيدم مىگفت: شبى، كسرا فرزند هرمز در ايوان مدائن خواب بود. نگهبانان نيز در كاخ از وى مراقبت مىكردند. در اين حال مردى با عصايى وارد شد و بالاى سر كسرا ايستاد و گفت: «اى كسرا فرزند هرمز! من رسول خدايم بهسوى تو