226فرموده است: «هيچكس نزد خداوند شفاعت نمىكند، مگر به اذن خدا». بر اين اساس، اگر آيه را بر ظاهر آن حمل كنيم، نفى عام شفاعت، با وقوع آن منافات خواهد داشت. اما اگر آن را بر رضايت حمل كنيم، منافاتى وجود نخواهد داشت.
ولى اگر اين استفهام را به معناى نفى بگيريم، معناى آيه، با آيات پيش و بعد آن سازگارى نخواهد داشت. همچنين در اين صورت لازم مىآيد كه اين نهى، پيش از استغفار رسول خدا براى «ابنأُبى» صادر شده باشد؛ زيرا طبق كتابهاى تفسير و سيره، وى در آخر سال نهم هجرى درگذشت؛ درحالىكه سوره بقره نخستين سورهاى است كه در مدينه نازل شد. از سوى ديگر، مشابه اين معنا را در آيات نازل شده در مكه نيز مىبينيم؛ مانند آيه مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ . 1 محال است پيامبر از اين آيات مفهوم نهى را بفهمد و براى چنين فردى (منافق)، استغفار كند.
«عينى» نيز در اين رابطه مىنويسد:
در روايت واقدى آمده است كه پيامبر لباس خود را به خود عبداللهبن أبى هديه كرد. اما در روايت نقل شده از صحيح بخارى، پيامبر(ص) لباسش را به پسر ابنأُبى عطا مىكند. در روايت جابر آمده استكه پيامبر(ص) ابنأُبى را از قبر بيرون آورد و پيراهن خود را به وى پوشانيد. اما روايت واقدى و ديگران در تعارض با روايت بخارى، دوام نمىآورند و بىاعتبار مىشوند. اما ايجاد سازگارى ميان دو روايت ابنعمر و جابربن عبدالله اين است كه در حديث