224چنانكه در سنت نبوى نيز طبق صحيح بخارى اين مطلب روشن است. در روايتى صحيح آمده است كه حضرت موسى(ع) هنگام مرگ از پروردگار خواست جانش را نزديك سرزمين مقدس، هرچند در فاصلهاى به اندازه پرتاب يك سنگ باشد، بگيرد.
همچنين مسلّم است كه اصحاب رسولخدا(ص) به يكديگر تبرك مىجستهاند كه روايات آن را در جاى خودش بيان كردهايم. بنابراين تخصيص بركت به پيامبر(ص) و قائل نشدن وجود بركت در آثار ديگران، موضوعى بىپايه و بىدليل است. اين ادعا، در واقع نه تنها تحميل يك معنا بر متن است، بلكه گرفتار شدن به غلوى است كه خود بنباز از آن فرارى است؛ با اينكه همين اتهام را درباره مخالفان خود مطرح مىكند و همه موحدان و اهل قبله را به دليل تبرك جستن به آثار صالحان، غير از پيامبر، مشرك مىداند. البته وى تبرك به پيامبر(ص) را شرك نمىداند و خود را به نتيجهاى منطقى ملتزم كرده است كه تبرك به پيامبر(ص) تا زمانى كه آن حضرت زنده است و انسان مىباشد، شركورزى است؛ مگر اينكه از جنس انسانها خارج شود و به مقام الوهيت برسد. در اين صورت تبرك به وى شرك نيست. ما از اين لغزش قلم و زبان به خدا پناه مىبريم.
روشن شد كه تبرك و توسل به انسانها و افراد، جايز و شرعى است؛ زيرا طبق آنچه در صحيح بخارى نقل شده است، پسر عبداللهبن أُبى به پيامبر متوسل مىشود و از ايشان مىخواهد پيراهنش را براى كفن به وى دهد و آب دهان خويش را در دهان پدرش (أبى) قرار دهد. او با اين كارها اميدوار است كه خداوند، استغفار و شفاعت پيامبرش را براى پدرش بپذيرد.