109مىشود. در نتيجه، انسان باورمند را به اين سو هدايت مىكند كه بايد بهدليل همراهى و تلازم اين دو سبب و اتحادشان در سبب مطلق، ميان اين دو حقيقت را جمع كند. آنگاه براى بنده روشن مىشود كه خداوند بر هر چيزى تواناست؛ همانگونه كه خداوند كشتى سوراخ شده در آستانه غرق شدن را حفظ كرد، همچنين برخلاف حكم ظاهرى، خداوند اراده كرد تا آن جوان، به دست حضرت خضر(ع) كشته شود تا فرزندى پاكتر به پدر و مادرش عنايت كند. بنابراين، هر دو مورد در ظاهر با يكديگر يكسان، ولى در حقيقت متفاوتاند.
هنگامى كه روشن شد اثر سبب خفى و سبب جلى در مسئله سبب مطلق، مشتركاند، نتيجه اين دو، در سومين مرحله از مراحل سهگانه آشكار مىشود كه همان برافراشتن كاخ ايمان، با ساختن ديوار است. اين مرحله اشارهاى آشكار دارد كه ايمان عبارت از اشتراك دو سبب خفى و جلى در سبب مطلق است كه به اراد خداوند محقق مىشود.
خداوند در اين آيه، به اين نكته اشاره مىكند كه صلاح و صداقت بنده و عنايت الهى، وسيله رسيدن بنده به اوج ايمان برآمده از اراده خداوند است و اراده خدا نيز از سبب جلى و خفى تشكيل مىشود.
گاهى هنگام نبود سبب جلى در عالم وجود، اقتضا اين است كه خداوند آن را ايجاد كند. به همين دليل به حضرت خضر فرمان مىدهد آن ديوار را بنا كند؛ يعنى سببى جلى ايجاد كند تا در زير آن، سببى خفى به نام گنج حفظ شود. اگر خداوند با حكمت و قدرت خويش براى ساكنان عالم وجود حكم نكرده بود كه در امور زندگى خود به علل و اسباب توجه