110كنند، آنان نمىتوانستند با صلح و آرامش زندگى كنند. در واقع، خداوند قادر است هرچه را اراده كند، بدون سبب جلى محقق سازد و اين «صبغةالله» است كه خداوند آن را براى اين دنيا مقدر كرده است. اگر حضرت خضر(ع) اين ديوار را بنا نمىكرد، چه بسا گنج تباه مىشد.
در واقع، تعبير خداوند به أراد ، «اراده كرد» نشان مىدهد كه واجب است امرى عدمى ايجاد شود. ايجاد معدوم از روى جعل و خلق از صفات خداوند است؛ به نحوى كه خداوند تنها از راه تفويض اين امر به آفريدهها يا بهوسيله قرار دادن چيزى تحت اراده و تسخير مخلوق، اجازه چنين كارى را به آفريدههايش مىدهد.
خداوند طبق مفاد اين آيه، به حضرت خضر(ع) تفويض مىكند كه ديوار را بسازد و او را از سبب بنا نيز آگاه مىكند؛ چنانكه به ميكائيل فرمان مىدهد باران بر مردم ببارد و رزق و روزى مردم را ايجاد كند؛ به حضرت جبرئيل فرمان مىدهد كه پيام و رسالت الهى را فرو فرستد يا سرزمينى را كه اهل آن به دليل فراوانى نعمت، به خود مغرور شدهاند، ويران سازد؛ به عزرائيل فرمان مىدهد كه قبض روح كند و به اسرافيل نيز دميدن در شيپور براى فرا رسيدن روز رستاخيز را امر مىكند.
بنابراين، ايمان ما به سبب جلى واجب است. البته بايد به همراه آن، معتقد باشيم كه سبب خفى و مطلق نيز وجود دارد؛ اگرچه قوت و ميزان آشكارى سبب جلى بيش از سبب خفى است و موجب سلب درك حقايق از انسان مىشود؛ براى مثال، نماز سببى جلى در عبادت است كه سبب خفى آن، خشوع است. همچنين سجده مقابل كعبه، سببى ظاهرى است كه سبب